فراوری: یاسمن پیشوایی- بخش هنری تبیان

کیارستمی سال ها بود که در کنار ساخت فیلم های کم نظیری چون طعم گیلاس که برنده مهم ترین جایزه سینمایی جهان یعنی نخل زرین کن شده بود،به هنرهای دیگر از جمله عکاسی، ویدیو آرت و چیدمان نیز علاقه و تمایل فراوانی داشت. عکس های وی همواره معطوف به طبیعت و چشم اندازهای زیبای طبیعی است.
گالری بوم که تا کنون دو نمایشگاه اختصاصی خود را به این هنرمند اختصاص داده، برای پاسداشت فعالیت های این هنرمند ارزنده ایران، بار دیگر نمایشگاهی را به وی اختصاص داد و منتخبی از آثار دو نمایشگاه را در قالب یک نمایشگاه برای بازدید دوستداران حوزه عکس، ترتیب داده است.
این نمایشگاه که گزیده سی سال عکاسی عباس کیارستمی است، با هدف ستایش این هنرمند و در پاسخ به انبوه درخواست های جامعه هنری از 21 تیرماه در گالری بوم به نمایش در آمده است.
گالری بوم به مدت چهل روز از دوشنبه تا جمعه (غیر از تعطیلات مناسبتی) به نشانی خیابان ولی عصر، خیابان ارمغان غربی، شماره 11، نمایشگاه «چهار فصل» استاد زنده یاد کیارستمی را به تماشا خواهد داشت.

بسیاری عباس کیارستمی را یک کارگردان موفق می شناسند، اما وی در حوزه عکاسی نیز هنرمندی صاحب سبک و شناخته شده در عرصه های بین المللی است. در واقع می توان گفت اصول سینمایی وی با نگاه عکاسانه اش در بسیاری از موارد شباهت هایی دارد. زبان و ساختار عکس های کیارستمی ساده، بی آلایش و آرام است. او عکاسی مستندنگار و ثبت کننده کنش های اجتماعی نبود و کمتر انسان ها در کادرهایش جایی داشتند.
عباس کیارستمی متولد سال 1319 و دارای مدرک لیسانس نقاشی از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. شاید به همین دلیل است که عکس های او نمایی نقاشی گونه دارند و منظره ها مانند یک تابلوی نقاشی توجه مخاطبان را جلب می کنند.

او درباره ی عکس هایش گفته بود: «برخی از عکس هایم را زمانی گرفتم که به دنبال لوکیشن برای فیلمبرداری آثارم بودم. حتی هنگام فیلم برداری نیز یک یا دو روز را به عکس گرفتن اختصاص می دادم. با این حال، وقتی فیلم می سازم، فقط یک کارگردانم و زمانی که عکس می گیرم، یک عکاس.»

عکاسی او هنری کاملا شاعرانه است. افق های باز و سکوت درون عکس هایش بدون شک مخاطب را به تامل و بازنگری در زاویه های مخفی طبیعت دعوت می کند. در بیشتر عکس های کیارستمی می توان مکالمه ای پویا را میان خطوط عمودی و افقی در چشم اندازها مشاهده کرد. خطوطی ظریف و متحرک که از سمتی به سمت دیگر رفته اند یا خطی عمودی مانند نهال یک درخت که خطوط افقی را قطع می کنند.
این مکالمه بین خطوط در برخی از آثار سینمایی او نیز به سهولت دیده می شود. فلسفه این هنرمند، نمایان ساختن تضاد ها بود. تضادهایی میان چیزهایی که متحرکند و چیزهایی که ایستا هستند. این دیدگاه زیباشناختی با بخشی از فلسفه ذن ژاپنی در زمینه نمایان ساختن تضادها شباهت هایی دارد.
در بسیاری از اشعار 17 هجایی ژاپنی که به هایکو معروف است نیز می توان این به صحنه آوردن لطیف و شکننده پدیده های متضاد را مشاهده کرد. این نوع نگرش در بخشی از نقاشی های آیینی ژاپنی دیده می شود.
کیارستمی در عکاسی اش آنچنان محیط را آرام و بی آلایش می کرد که در نهایت اثر عکاسانه اش تبدیل به نوعی نقاشی می شد. اثری که با نور و تاریکی، سایه ها و روشنایی ها، نظم و بی نظمی، سکوت و صدا در پیوندی عمیق قرار می گرفت. جالب اینکه کیارستمی از سال ها پیش درگیر ادبیات منظوم به ویژه سبک هایکو بود و چند سال پیش نیز کتابی از او تحت عنوان «همراه با باد» به زبان آلمانی ترجمه و راهی بازار نشر در این کشور شده بود. شاید به دلیل همین تمایلات زیباشناختی بود که عکاسی و اشعار وی در یک راستا قرار می گیرد.

عناصر انضمامی و الحاقی در عکس های او دیده نمی شوند تا موضوع اصلی یعنی نمایش تضادها در زمینه خلوت و در سکوت خود را به مخاطب بهتر نشان دهد.
علاقه ی کیارستمی به عکاسی و مدیوم عکس تا اندازه ای بود که سال 91 در افتتاحیه مجموعه عکس های سیاه و سفیدش از مناظر برفی گفته بود: «معمولا عکس های من روی سینمایم تأثیرگذار بوده و کمتر سینمای من از عکس هایم تأثیر گرفته است.»
نمایشگاه عکس های او فقط به ایران محدود نمی شد، او عکس هایش را در کشورهای دیگر نیز به نمایش گذاشته است. موزه ی لوور پاریس در روزهای 19 تا 22 نوامبر (28 آبان تا اول آذر 88) در نمایشگاهی را با عنوان «عکس پاریس 2009» شامل عکس های این هنرمند برگزار کرد. همچنین سال 86 نمایشگاهی از عکس ها او در موزه ی هنر «شهر امپراتوری» در پکن برگزار شد. در همان سال، مجموعه عکس های «جاده ها» و «سفید برفی» این هنرمند برای نمایشی 42 روزه، به ترکیه فرستاده شد.

رکورد بالاترین قیمت فروش عکس در خاورمیانه به عباس کیارستمی تعلق دارد. او با ثبت رکوردی بالای 100 هزار دلار در حراجی کریستیز، از سال 2008 رکورددار است و همین اتفاق او را به گران قیمت ترین عکاس خاورمیانه تبدیل کرد.
علیرضا سمیع آذر - مدرس تاریخ هنر و مدیر اسبق موزه هنرهای معاصر تهران - درباره ی فعالیت این کارگردان سرشناس سینما، در حوزه ی عکاسی معتقد است:
عباس کیارستمی بیش از سه دهه بود که عکاسی می کرد و عکاسی کردن این کارگردان سرشناس ایرانی پدیده ی جدیدی نبود، اما با توجه تازه ای که در چند سال گذشته به هنر ایران در مارکت های داخلی و خارجی شده و نقاشی ها، عکس ها و مجسمه های هنرمندان ایرانی مورد توجه علاقه مندان به هنر در دنیا قرار گرفته، نگاه تازه ای را به عکس های این هنرمند شاهد بوده ایم. شکی نیست که در ورای این عکس ها، نام بزرگ «عباس کیارستمی» نهفته است. عکس های او ما را متقاعد می کنند که برخلاف ظاهر ساده شان، مفاهیم پیچیده ای در خود دارند و عکاس از مفاهیم دیگری در لایه های عمیق تر ژس با مخاطبانش صحبت می کند. با دیدن این عکس ها از یک منظره ی ساده ی طبیعت عبور و به عوالم ذهنی پیچیده تر راه پیدا می کنیم. همان طور که فیلم های کیارستمی داستان ساده ای را روایت می کنند، اما درباره ی مفاهیم عمیق تری با محوریت زندگی، هستی و حیات هستند و مخاطب را به تفکر وامی دارند.
مثلا مجموعه عکسهای وی با عنوان سفیدبرفی عناصر ساده ای از طبیعت را به تصویر کشیده، مخاطب متوجه می شود که هدف فقط نمایش برف و درخت نبوده، بلکه مفاهیم عمیق تری مانند مفهوم «بودن»، «بودن در برابر نبودن»، «واقعیت داشتن در برابر توهم»، «حضور»، «فقدان» و ... پیش چشم مخاطب قرار داده شده است. در واقع این عکس ها مانند شعر ساده ای درباره ی هستی هستند که در یک منظره ی ساده از طبیعت نمود پیدا کرده اند.
آنچه از عکس های کیارستمی دریافت می شود و می تواند تأثیر عکس های او بر فیلم هایش قلمداد شود، این است که او در عکاسی این مجال را یافته که به حد بالایی از انتزاع برسد. چیزی که در سینما نمی تواند شکل بگیرد. فیلم باید داستان و قصه داشته باشد و روابط را بیان کند و نمی تواند منظره و طبیعت صرف باشد، اما کیارستمی در عکاسی توانسته با رسیدن به انتزاع محض، از عناصر آشنایی زدایی کند و مفاهیم فلسفی را در ورای آن ها بیان کند.
عباس کیارستمی پیشگام ارائه ی عکس به عنوان یک اثر ارزشمند هنری در منطقه بود و نمی توان تأثیر عکس های او را در این زمینه نادیده گرفت.

منابع:
شرق
باشگاه خبرنگاران جوان
گالری بوم
برچسب:
نویسنده: فرومی