حال که توصیف نسبتاً کاملی از وضعیت ظاهری مجسمه داده شد یک پرسش بنیادین می باید پاسخ داده شود: آیا میکلانژ در خلق مجسمه موسی، به بازنمایی منش کلی و روحی حضرت پرداخته و یا لحظه ای خاص از تاریخ زندگی موسی را مدنظر داشته است؟ بی شک پاسخ به این پرسش می تواند در ادامه تحلیل حالات و اعمال پنهان در مجسمه راه گشا باشد.
بسیاری از محققین که به تحلیل مجسمه موسی پرداخته اند از جمله زیگموند فروید، هرمن گریم و هانری تود، معتقد هستند مجسمه بازگو کننده لحظه ای خاص و البته مهمترین لحظه در زندگی موسی (ع) است.
با توجه به الواحی که حضرت در زیربغل گرفته اند و مراجعه به کتاب تورات می توان با قاطعیت اعلام کرد که میکلانژ لحظه ای تردیدآمیز را از زندگی پیامبر بنی اسرائیل برگزیده است: موسی از کوه سینا بعد از چهل روز پایین آمده و کتیبه هایی حاوی ده فرمان را برای هدایت قوم خود آورده است، اما قوم یهود را در حالتی مشاهده می کند که در نبود پیامبر خود، با وجودی آن همه لطفی که خداوند رحمان به ایشان داشته و آنها را از بردگی فرعون رهانیده و از میان دریا عبور داده است، به پرستش گوساله ای طلایی که توسط سامری ساخته شده می پردازند و هرآنچه حضرت در یکتاپرستی و عدم بت پرستی به ایشان آموخته فراموش کرده اند.
میکلانژ از جمله هنرمندانی است که به آثارش در تاریخ هنر یک مشخصه را نسبت می دهدن:"فعالیت آرمیده"؛ در این مجسمه نیز این فعالیت آرمیده حضور دارد. مجسمه گویای لحظ آرامشِ پیش از طوفان است. در لحظ بعد گویی پیامبر خدا آنچنان به خشم می آید که می خواهد از جا بلند شود، کتیبه ها را بر زمین پرت کند و بی ایمانان را به سزای کردارشان برساند. پای چپ در حال فشار بر زمین و نیمه بلند شده، این لحظه خروش را تقویت می کند و کتیبه هایی که به طرف پایین لغزیده گویی هر لحظه به زمین می افتد.
انزجار و رنجی بزرگ بر موسی چیره شده و او را از پای دراورده و به نشستن واداشته است. او که خسته بعد از نیایش چهل روزه به میان قوم آمده و حاصل تمام تلاش هایش را نقش بر آب می بیند باید چه کند؟ برخیزد و این قوم نااهل را اعقاب کند؟! اما پیامبری و خویشتن داری چه می شود.
لحظه تجسم میکلانژ، لحظه تردید موسی است. با توجه به نمادشناسی امور قدسی، سمت چپ نشانگر امور دنیوی، اعمال زمینی، لذات جنسی و جسمی، و احساست است. بالعکس، سمت راست نشانگر امور اخروی و آسمانی، لذات معنوی و روحی و تفکرات است.
حال با توجه به این توضیح نگاه مجددی به مجسمه می اندازیم. در خود پیکره، سمت چپ نشانگر وجه مادی و سمت راست نمایانگر بُعد معنوی حضرت موسی است:
دو پیکره زن که نمادی از "خواهران لابان" هستند (دوخواهری که همسران یعقوب پیامبر بودند) در سمت راست و چپ موسی، بیانگر همین نظریه هستند؛ پیکره سمت راست، تجسم "له آ" و نمایانگر زندگی عملی است. پیکر سمت راست، نشانگر "راشل" و نمایانگر زندگی روحی است. به همین دلیل موهای "له آ" از زیر دستاری که بر سر انداخته بیرون آمده و نگاهش به پایین و متوجه زمین است؛ اما تندیس راشل، کاملا در پارچه پیچیده و محفوظ شده است، دستان رابه حالت دعا در هم گره کرده و سر به آسمان برده و نگاهش متوجه عالم الوهی است.
این نمادگرایی چپ و راست در خود تندیس موسی نیز با دقت رعایت شده است: در سمت راست پیکره،الواح مقدس در دست قرار گرفته و در سمت چپ، بازوی عریان موسی، نمادی از عالم مادی است. پای چپ به عقب و پای راست به جلو متمایل است یعنی وجه آسمانی پیامبر بر وجه زمینی آن غلبه یافته است.
برچسب:
نویسنده: فرومی
تاريخ: شنبه
15 خرداد
1395 ساعت: 11:15